تبليغاتX
اسلام علی

اسلام علی

گران ترین خیابان های جهان

این خیابانها گران ترین خانه ها و با ارزش ترین و استثنایی ترین مغازه های جهان را در اختیار دارند . ارزش املاک و مستغلات واقع در این خیابانها فارغ از نوسانات قیمت های جهانی ، همواره در حال افزایش و رونق است .

خیابان وال استریت نیویورک رتبه نخست را در فهرست گران ترین خیابانهای جهان در اختیار دارد . اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان بیش از 1500 دلار است . هزینه اجاره املاک و مستغلات در این خیابان امسال رکوردهای جدیدی را بر جای گذاشته است . خیابان بوند لندن دومین خیابان گران جهان به شمار می رود . هزینه اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان بیش از 860 دلار است . این خیابان متشکل از دو خیابان نیو بوند و اولد بوند است .
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/f/f5/Photos_NewYork1_032.jpg/400px-Photos_NewYork1_032.jpgاولد بوند از قرن 18 مکانی برای زندگی قشر ثروتمند و مرفه لندن بوده است ولی امروز تقریبا از تمامی نقاط انگلیس در این خیابان زندگی می کنند . قیمت اجاره در این خیابان طی چهار سال اخیر 50 درصد افزایش داشته است .

خیابان مونتیژه پاریس جایگاه سوم را در این فهرست به خود اختصاص داده است . هزینه اجاره هر فوت مربع از زمینهای آن به بیش از 660 دلار می رسد .

خیابان ردئو درایو لوس آنجلس نیز چهارمین خیابان گران قیمت جهان به شمار می رود . هزینه اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان به بیش از 540 تا 850 دلار می رسد .

روسیه و به عبارت بهتر شهر مسکو نیز جایگاهی در این رتبه بندی دارد . خیابان تورسکایای مسکو پنجمین خیابان گران جهان است . قیمت اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان نیز به بیش از 500 دلار می رسد . اکثر فروشگاههای لوکس و مجلل مسکو در این خیابان وجود دارد . شرکتهای معتبر ایتالیایی مثل اسکادا و ویچینی در این خیابان به عرضه محصولات خود مشغول هستند .

فروشگاه طلا و جواهرات کاررا وای کاررا نیز هر فوت مربع از زمینهای این خیابان را بیش از 650 دلار اجاره کرده است .
ششمین خیابان گران قیمت جهان در این فهرست ، خیابان چو در شهر توکیوی ژاپن است . هزینه اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان بیش از 600 دلار است . نرخ اجاره بهای زمین در این خیابان طی 5 سال اخیر روندی تصاعدی داشته است .

کانادا نیز در این فهرست جای دارد . خیابان بلور واقع در شهر تورنتو ، هفتمین نام در این فهرست است . هزینه اجاره هر فوت مربع از زمینهای این خیابان بیش از 300 دلار است . قیمت مسکن و مغازه در این خیابان طی 5 سال اخیر 50 درصد رشد داشته است .


+ نوشته شده دریکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 20:25توسط حسین |

زندگاني امام رضا(ع)

زندگاني امام رضا(ع)

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر

 

 

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 

 

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

 

 

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.

پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.

امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.

خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.

از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.

مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.


+ نوشته شده درسه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 19:22توسط حسین |

زندگی نامه و عکس های شهید احمد کاظمی

 

حاج احمد کاظمي در سال 1337 در نجف آباد اصفهان ديده به جهان گشود و همچون ساير جوانان، سرگرم تحصيل گرديد. با پيدايش جرقه هاي انقلاب اسلامي دوشادوش ملت به مبارزه عليه رژيم ستم شاهي پرداخت و در بيست و سومين بهار زندگي خود، در اوايل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمي بي امان، دشمنان داخلي انقلاب را منکوب نمايد. او دوران جواني خود را با لذت حضور در جبهه هاي نبرد از کردستان گرفته تا جاي جاي جبهه هاي جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثي در سِـمت هايي چون: دو سال فرماندهي جبهه فياضيه آبادان، شش سال فرماندهي لشکر 8 نجف، يکسال فرماندهي لشکر 14 امام حسين(ع)، هفت سال فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهي نيروي هوايي سپاه را به عهده داشت. رزمندگان و ايثارگران بسياري، خاطراتي شيرين و به يادماندني از رشادت ها و شجاعت هاي اين دلاور زمان بياد دارند. حضور مستقيم در خط مقدم جبهه و ارتباط صميمانه با پاسداران و رزمندگان بسيجي تا بدانجا بود که از ناحيه پا، دست، و کمر بارها مجروح گرديد و يک بار نيز انگشتش قطع شد. در طي سالها با استفاده از مجال هايي از عشق به تحصيل بهره جست و کارشناسي خود را در رشته جغرافيا و کارشناسي ارشد را در رشته مديريت دفاعي گذراند و موفق شد دانشجوي دکتري در رشته دفاع ملي گردد. کفايت و شجاعت آن بزرگوار تا بدانجا بود که مقام معظم رهبري 3 مدال فتح بر سينه پر عطش شهادت ايشان نصب نمودند. وي در اواسط سال 84 از سوي فرمانده کل سپاه، به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد و توفيق خدمت را در سنگر ديگري يافت. اين فرمانده قهرمان در آخرين ديدار خود با محبوب خويش فرمانده معظم کل قوا، تقاضاي دعا براي شهادت خويش را نمود، زيرا مرغ جانش بيش از اين تحمل ماندن بر اين کره خاکي را نداشت و سرانجام در پروازي دنيوي به پرواز اخروي شتافت. اوج گرفت و به ملکوت اعلي پيوست. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. سردار شهيد سرلشكر پاسدار "احمد كاظمي" سردار شهيد سرلشكر پاسدار "احمد كاظمي" در سن ‪ ۱۸‬سالگي ، پس از تحصيلات دوره دبيرستان در صف مبارزين و جبهه‌هاي جنوب لبنان حضور پيدا كرد و مبارزه با استكبار و اشغالگران را آغاز نمود. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي جزو اولين كساني بود كه به سپاه پاسداران پيوسته و از فرماندهان شجاع ، پر انرژي ، مدير و خلاق بود و به همين دليل حكم مسووليت‌هاي زيادي را از دست مبارك مقام معظم رهبري دريافت كرد. شهيد كاظمي ، با شروع جنگ تحميلي ، با يك گروه ‪ ۵۰‬نفره در جبهه‌هاي آبادان حضور يافت و مبارزه را با دشمن متجاوز آغاز كرد. وي، از همان اول فرماندهي يكي از جبهه‌هاي آبادان را برعهده گرفت و در عمليات حصر آبادان و در يكي از محورهاي عمليات مسووليت مهمي برعهده داشت . وي در پايان جنگ تحميلي همان گروه ‪ ۵۰‬نفره روز اول جنگ را تبديل به يكي از لشكرهاي قوي و مهم سپاه كرد و لشكر را با سلاح‌هاي به غنيمت گرفته شده از عراقي‌ها به يك لشكر زرهي با صدها تانك و نفربر و توپخانه و ماشين آلات ، تحويل نظام داد. وي در راه‌اندازي و شكل‌گيري نيروي زميني سپاه به عنوان معاون عملياتي نيروي زميني سپاه خدمات شاياني داشت . سردار كاظمي همچنين در سال ‪ ۱۳۷۲‬با حضور در منطقه شمال غرب كشور به عنوان فرمانده منطقه شمال غرب حكم فرماندهي را از دست مقام معظم رهبري دريافت كرد . مقام معظم رهبري در همان دوران مسووليت سردار كاظمي در استان اذربايجان غربي و كردستان حضور پيدا كردند و از برقراري امنيت منطقه توسط سردار كاظمي تقدير به عمل اورد . در سال ‪ ۱۳۷۹‬حكم فرماندهي نيروي هوايي سپاه را از رهبر معظم انقلاب دريافت كرد و نيروي هوايي را از نظر سازمان ، ساختار و سازماندهي و سازمان موشكي ارتقا داده تا جايي كه دشمنان جمهوري اسلامي ايران از توانمندي موشكي كشور حيرت زده بودند . وي پس از ‪ ۵‬سال خدمت ارزنده در نيروي هوايي سپاه ، در سال ‪ ۱۳۸۴‬حكم فرماندهي نيروي زميني سپاه را از مقام معظم كل قوا دريافت كرد و طي سه ماه فعاليت شبانه‌روزي، بيش از ‪ ۱۰۰‬سفر به تمامي يگان‌هاي نيروي زميني داشت و وضعيت يگان‌هاي نيروي زميني را از نزديك بررسي مي‌كرد. سردار شهيد كاظمي محور عمده فعاليت‌هاي نيروي زميني را تقويت و ارتقاي يگان‌هاي صفي نيروي زميني سپاه اعلام كرد و در اين زمينه ،خدمات ارزنده‌اي را ارايه داد. وي ، شب شهادت در جلسه‌اي ، ضمن آنكه كه حسرت مي‌خورد كه چرا شهيد نشده و ياران او رفته‌اند ، سفارش كرد ، " شهدا خيلي به گردن ما حق دارند ، بايد تلاش زيادي كنيم " بايد در اردوهاي راهيان نور از همه شهدا ( ارتش ، سپاه ، بسيج ، ) بگوييد ، از خودتان نگوييد از ديگران بگوييد.از نيروي هوايي ارتش از هوانيروز ارتش ، از شهداي ارتش و جهاد بگوييد . وي صبح روز شهادت عازم منطقه شمال غرب شد. حضرت آيت ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي شهادت سردار رشيد اسلام، سرلشگر احمد كاظمي و تعدادي از سرداران و افسران سپاه را در حادثه سقوط هواپيما تسليت گفتند. متن پيام مقام معظم رهبري به اين شرح است: بسم الله الرحمن الرحيم فقدان شهادت گون سردار سردار رشيد اسلام، سرلشكر احمد كاظمي و تعدادي از سرداران و افسران سپاه در حادثه هواپيما، اينجانب را داغدار كرد. اين فرمانده شجاع و متدين و غيور از يادگارهاي ارزشمند دوران دفاع مقدس و در شمار برجستگان آن حماسه‌ي بي‌نظير بود. تدبير و قدرت فرماندهي او در طول جنگ هشت ساله كارهاي بزرگي انجام داده و او بارها تا مرز شهادت پيش رفته بود. آرزوي جان باختن در راه خدا در دل او شعله مي‌كشيد و او با اين شوق و تمنا در كارهاي بزرگ پيشقدم مي‌گشت. اكنون او به آرزوي خود رسيده و خدا را در حين انجام دادن خدمت ملاقات كرده است. اينجانب شهادت اين سردار رشيد و نامدار و ديگر جان باختگان اين حادثه را به همه‌ي ملت ايران به ويژه مردم عزيز و شهيد پرور نجف آباد، تبريك و تسليت مي‌گويم و از خداوند متعال براي بازماندگان اين شهيدان، بردباري و قدرت تحمل و پاداش صابران و براي خود آنان علو درجات اخروي را مسالت مي‌كنم. سيد علي خامنه‌اي سردار صفوي درخصوص شهداي سانحه سقوط هواپيماي فالكن گفت: سردار"احمد كاظمي" فرمانده نيروي زميني سپاه، از اولين پاسداراني بود كه در سال ‪ ۵۸‬به سپاه پيوست و رشادت‌هاي زيادي در دوران دفاع مقدس از خود نشان داد . وي اظهار داشت : سردار كاظمي جانباز ‪ ۴۵‬درصد، فرماندهي مدبر و شجاع بود كه با پذيرفتن مسووليت‌هاي مختلف در رده‌هاي فرماندهي سپاه ، نقش موثري در پيروزي‌هاي عمليات جنگي نظير، عمليات آزادسازي مناطق شمال غرب از دست ضد انقلاب ، عمليات شكست حصر آبادان ، فتح خرمشهر ، فتح‌المبين ايفا كرد . وي گفت: سردار كاظمي كه حدود پنج ماه فرماندهي نيروي زميني سپاه را برعهده گرفته بود از نيروهاي تحصيل كرده بود كه سه مدال فتح و شجاعت را بعد از جنگ گرفت و اين اواخر نيز شديدا به ياد شهداي دفاع مقدس خصوصا ،شهيد خرازي و باكري بود

                           برای دیدن عکس های حاج احمد به ادامه مطلب مراجعه کنید

                                                     حتما نظر بدهید


ادامه مطلب

+ نوشته شده درشنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 18:53توسط حسین |

به نام پروردگار رمضان

خدای من بالاخره ماه رمضان هم تمام شد همه دارند دنبال ماه میگردند رمضان نرو ای ماه رحمت نرومن تازه تو را پیدا کرده ام

نمیدانم چرا انسان آن چیزیا آن کسی را که دوست دارد زود آن را از دست میدهد .رمضان نرو آخر من نمیدانم که بخشیده شده ام

یا نه . دیگر باید از سر سفره رحمت الهی بلند شویم مهمانی تمام شد ولی خدا آنقدر بزرگ و مهربان است که درهایش یعنی درها

ی رحمتش همیشه به روی بندگان گنهکارش باز است. خداحافظ ای ماهی که من در آن ماه به دنیا آمدم. ای ماه می دانی که من

همیشه وقتی ناپدید میشدی منتظر می ماندم تا دوباره مثل چراغ نورانی در وسط ظلمت آسمان بدرخشی با آمدنت اسم دیگری پیدا

میکردی مثل رجب-ذیقعده- شعبان و... ولی میدانی تنها زمانی که دوست ندارم تو را در آسمان ببینم همین وقت است .       

وقتی ماه رمضان می آمد همه چشمهایشان را به آسمان دوخته بودند تا با رویتت حلول ماه مبارک رمضان را جشن بگیرند حالا تو باز

هم می آیی ولی اینبار فرق میکند اینبار با آمدنت ماه پر از فیض و رحمت را با خود می بری نمیدانم چرا اینقدر برای رمضان دلتنگ می

شوم انگار یک دوست مهربان را از دست می دهم. خدایا چقدر مهربانی که بندگان گنهکارت را به یک مهمانی آن هم نه چند روز بلکه

30 روز دعوت کردی تا به بهانه آن بندگانت را ببخشی . ای خدایی که بی نیاز از ما هستی و ما هیچ حقی بر گردن تو نداریم و اصلا همه

مستحق عذابت هستیم ولی تو از روی لطف و بزرگواری توجه خاصی در این ماه به بندگانت داری حتی خواب ما هم عبادت است نفس

کشیدنهایمان تسبیح است . فقط کاش می شد که همه ماهها رمضان می شد کاش یاد میگرفتیم که این ماه مقدمه ای برای ماههای

دیگر است در این ماه ما خودمان را می سازیم و آماده میکنیم برای ماههای دیگر. کاش وقتی چشممان را از نا محرم در این ماه میبندیم

در ماههای دیگر هم همین کار را بکنیم کاش وقتی گوش و زبانمان را از حرام میپوشانیم در ماههای دیگر هم همین کار را بکنیم. نمیدانم

احساس میکنم قدر این ماه را ندانسته ام شاید میتوانستم بیشتر از اینها از این ماه بهره ببرم. آه خدای من قدر این ماه و ارزش آن را فقط

خودت میدانی و پیامبر و اهل بیت پیامبر وبس. خدای من به خاطر این ماه عزیز گناهانمان را ببخش. دشمنان اسلام را نابود بفرما. در  

ظهور آن مولایی که شب قدر فرشتگان و جبرییل بر وجود مبارکش نازل شدند و مقدرات ما انسانها را به ایشان عرضه داشتند تعجیل فرما

و ما را از یاران آن حضرت که امروزه ما به برکت وجود معصوم و پاک ایشان است که می توانیم زندگی کنیم قرار بده و همه آنهایی که در

این رمضان نبودند و آنهایی که شاید تا رمضان سال بعد نباشند و شاید من هم یکی از آنها باشم نمی دانم مورد رحمت و مغقرت بفرما.


                                           خدایا سلام مرا به رمضان برسان
+ نوشته شده دریکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:20توسط حسین |

پردرآمدترین بازیگر جهان

نام «ساموئل.ال. جکسون»، بازیگر معروف سینما به چاپ تازه کتاب رکوردهای جهان (گینس) برای سال ۲۰۰۹ به عنوان پردرآمدترین بازیگر راه یافته است.

http://upload.moldova.org/movie/actors/s/samuel_leroy_jackson/thumbnails/tn2_Samuel_L_Jackson_1.jpg

ساموئل ال جکسون

این هنرپیشه برای بازی در ۶۸ فیلم و فروش ۷‎/۴۲ میلیارد دلاری مجموع فیلم هایش در گیشه ها به عنوان پردرآمدترین بازیگر در کتاب رکوردهای جهان (گینس) یاد شده است. در حالی که مشارکت تیم برتون و جانی دپ پولسازترین و موفق ترین مشارکت سینمایی در تاریخ هالیوود به نقل ازگینس بوده است. شش فیلمی که این دو ـ یکی در مقام کارگردان و دیگری در مقام بازیگر ـ همچون ادوارد دست قیچی و سوینی تد به بازار سینما عرضه کرده اند مجموعاً ۹۸۶ میلیون دلار سودآوری داشته است.
برپایه این گزارش دیگر رکوردهای قابل توجه مربوط به مجموعه فیلم جیمز باند بود که از ۲۱ فیلم ساخته شده جیمز باند با ۴‎/۴۹ میلیارد دلار فروش از سال ۱۹۶۲ به عنوان پردرآمدترین مجموعه سینمایی تاریخ یاد می شود. در دنیای تلویزیون نیز از مجموعه «لاست» به عنوان یکی از مجموعه های تلویزیونی پربیننده ای یاد شده که بیشترین دانلود از روی آن انجام گرفته است.


+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:48توسط حسین |

تصاوير: راز و نياز و مناجات در شب قدر

مناجات و عبادت پروردگار در شب نوزدهم رمضان

مناجات در ليالي قدر در مساجد

مناجات در ليالي قدر در مساجد

تلاوت قرآن و ادعيه در ليالي قدر

خواندن نماز و مناجات در شبهاي احيا

راز و نياز با خالق يكتا در ليالي قدر

عبادت خداوند در شبهاي بزرگ قدر

حضور خانواده ها در مساجد و تكايا و احياي شبهاي قدر

مناجات و عبادت پروردگار در ليالي قدر

مناجات و عبادت پروردگار در ليالي قدر


+ نوشته شده درشنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 6:29توسط حسین |

شب اشك و توبه

دارم از دست مي‌روم. كسي هست به فرياد دل من برسد؟ تا خدا راه درازي دارم. جاده‌اي مي‌خواهم كه قدم‌هاي گريزانم را

به در خانة آن «دوست» برد؛ يك «ميان‌بُر» به حريم بالا؛

نكند مرگ مجالم ندهد.

نكند زنده نباشم، نرسم! نكند عمر كفافم ندهد!

شانه‌ام خرد شده از بار گناه.

فرصتي مي‌خواهم، تا زمين بگذارم.

همه پل‌هاي پشت سر من ويران است.

راه برگشتي نيست. من ماندم و يك سال غم در به دري؛ غم خانه به دوشي، شانه‌اي مي‌خواهم تا يك دل سير بگريم از درد. من شنيدم كه خدا

نردباني دارد.

به بلنداي سعادت، شبي از اين شب‌ها، يك شب مي‌نهد روي زمين.

من شنيدم كه شبي از شب‌ها

مي‌شود يك شبه پيمود ره صد ساله. من پي روزي خود آمده‌ام.

من شنيدم كه ملائك تا صبح

مي‌برند آن بالا

عطر اندوه بني‌آدم را

من به دنبال خودم مي‌گردم.

شب قدر است آيا؟

شب تسبيح و مناجات و سلام.

شب اشك و توبه

شب ويراني من،

شب مهماني «او»

شب بيزاري من از دنيا.

شب دلجويي او از مهمان

شب قدر است آيا؟

من همان بندة از «دوست» فراري هستم

من همان چهرة غمگين پريشان حالم، من همان آدم خاطي و گنه آلوده‌ام

شب قدر است آيا؟

چه كسي مي‌گويد: «شب دراز است و قلندر بيدار»؟

شب، كوتاه است

اين دقايق همگي نايابند. لحظه‌ها مي‌گذرند.

چشم بر هم بزني، سحر از راه رسيد و تو هنوز در خوابي‌. ها، مبادا كه بگويند به تو، سحر از راه رسيده است و قلندر در خواب! جامه را از تن خود خواهم كند

جوشني مي‌پوشم، بند بندش از نور

جوشني مي‌پوشم. همه از جنس عطوفت، احسان

شب قدر است امشب! تا سحر بيدارم

تا سحر دانه به دانه، غم خود مي‌بارم

تا سحر، سر به زانوي «تو» مي‌گريم زار، تا سحر، توبه به درگاه خدا

شب قدر است امشب

حيف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسيم!


+ نوشته شده درچهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 18:45توسط حسین |

سخنانی از شهید بهشتی درباره‌ی شب قدر

اَعوذُ بِاللهِ مِن الشّیطانِ ا لرَجیم،
بِسم اللهِ الرحمنِ الرحیم.

اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالمین وَالصَلوة والسلام عَلی جَمیعِ الانبیاءِ والمُرسَلین، سیّما عبده وَ رَسولِه النبی الامین، مولانا احمد و نَبینا ابوالقاسم محمّد؛ و علی آله و اصجابِه و عَلی الائمه الطاهرین، والسَلام عَلینا و عَلی عِبادِالله الصالحین.

بسم الله الرحمن الرحیم. انّا انزلناه فی لیلهِ القدرِ. وَما ادریکَ ما لیلهُ القدرِ. لیلهُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفجرِ.

خوشوقتم که در این شب مقدس از ماه مبارک رمضان با خواهران و برادران مسلمان برای عبادت و بندگی خدا گردهم جمع آمده‌ایم. فرصتی است که بتوانیم یکی از مسایل اسلامی را در حدود گنجایش یک جلسه بررسی کنیم. امیدوارم همیشه محافل مذهبی و دینی و معنوی ما از نظر کمیت و کیفیت رو به رشد باشد. امیدوارم خدا به من و شما و به همه توفیقی بدهد که بتوانیم از فرصتها بهتر و بیشتر، با نیتی خالص، و با طرح و برنامه‌ای مورد رضا و قبول خدا، استفاده کنیم.

در قرآن کریم در این سورۀ معروف که «سورة القدر» نام دارد، تعبیر شب قدر و لیله القدر آمده است. این سوره را ترجمه می‌کنم: ما فرستادیم آن را (یعنی قرآن را) در شب قدر؛ تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. فرشتگان به همراهی روح‌الامین در این شب به فرمان خدا فرو می‌آیند. و امشب شب سلامت فرد و جامعه و جسم و جان و زمین و زمان است تا سپیده دم.

هر چه شما از این سوره و این ترجمه‌ای که عرض کردم می‌فهمید، به همان اندازه قرآن دربارۀ شب قدر سخن گفته است. علاوه بر این ملاحظه می‌کنید در این سوره دربارۀ شب قدر این مشخصات ذکر شده است:

1 شب قدر شبی است که قرآن در او نازل شده: ما قرآن را در شب قدر فرستادیم.
2 شب قدر شبی است که از هزار شب بهتر است.
3 در این شب فرشتگان به همراه روح (در آیاتی دیگر روح‌الامین هم آمده) و به فرمان خدا (به هر فرمان خدا) فرو می‌آیند.
4 شبی است که تا سپیده دم، شب سلام، شب سلم و شب سلامت است.

این آن چیزی است که از سوره قدر دربارۀ شب قدر می‌فهمیم. دربارۀ شب قدر در قرآن کریم مطلب به همین سوره ختم نمی‌شود. در سورۀ دُخان چند آیِۀ دیگر داریم که خواه و ناخواه به شب قدر مربوط می‌شود. در سورۀ دخان چنین آمده: «بسم الله الرحمن الرحیم. حم. وَالکِتابِ المُبینِ. اِنّا اَنزَلناهِ فی لیلهِ مُبارکهٍ اِنّا کُنّا مُنذرینَ. فیها یُفرَقُ کُلُّ اَمرٍ حَکیمٍ. امراً مِن عِندنا انّا کُنّا مُرسِلینَ.» در این آیات کلمۀ قدر نیامده است، ولی این آیات می‌گوید: «ما قرآن را در شب مبارک و پربرکتی فرستادیم؛ شبی که در آن شب هر امر محکمی به صورت قاطع معین می‌شد؛ شبی که در آن شب به فرمان ما حکم قاطع هر مطلبی روشن می‌شد، و در این شب ما می‌فرستادیم فرستادگان (رسول و پیامبر) را.» ملاحظه می‌کنید که این آیات درست با آیاتی که در سورۀ قدر است مربوط به یک موضوع است. البته در اینجا کلمۀ قدر نیست. در سورۀ قدر می‌گفت ما قرآن را در شب قدر فرستادیم، اینجا می‌گوید ما قرآن را در شبی مبارک فرستادیم. این شب مبارک همان شب قدر است. در آنجا می‌گفت در این شب فرشتگان به همراه روح‌‎الامین با هر فمان و از روی هر فرمان می‌آمدند، و در اینجا می‌گوید در این شب هر امری به صورت محکم مشخص می‌شود و به صورت قاطع معین می‌گردد. در سورۀ نحل آیه‌ای هست که مخصوص شب قدر نیست، ولی مربوط به مطلب کلی شب قدر است: «یُنَزِّلُ المَلائکهَ بِالرُّوح من امره عَلی مَن یَشاءُ من عِبادِهِ اَن انذروا انَّهُ لا الهَ الاّ اَنا فاتّقونِ.» «خدا کسی است که فرشتگان را به همراه روح‌الامین می‌فرستد، بر هر یک از بندگانش که بخواهد؛ و به آنها مأموریت می‌دهد که بروید پیام یکتاپرستی را به مردم برسانید و به آنها اعلام کنید که جز خدای آفریدگار جهان خدایی نیست، پس جانب خدای یکتا را نگه دارید.» در اینجا هم صحبت از فرستادن فرشتگان به همراه روح‌الامین و فرستادن رسولان و پیامبران به سوی مردم است. این کلیِ مطلب شب قدر است. این است آنچه در قرآن کریم دربارۀ موضوع و مطلب شب قدر آمده است. حالا ما از این چه می‌فهمیم؟ آیا از این آیات قرآن اینطور فهمیده می‌شود که شب قدر شبی است که مقدرات اشخاص و مردم معین می‌شود؟

شب قدر است یعنی شب تقدیر است؟ آن هم تقدیرات مردم و سرنوشت مردم؟ آن هم برای چه مدتی: یک سال، کمتر، بیشتر؟ این یک احتمال در معنی کلمه قدر. احتمال دیگر در معنی کلمه قدر این است که شب قدر است یعنی حسابها روشن می‌شود، اما نه سرنوشت افراد و مردم؛ بلکه حکم قاطع هر مطلبی روشن می‌شود. چون در شب قدر قرآن کریم نازل شد و پیغمبر اسلام به پیغمبری مبعوث شد و خدا احکام حلال و حرام و بد و خوب را در قرآن کریم به صورتی قاطع و ابدی فرستاد و فرشتگان به همراه روح‌الامین حامل پیام الهی بعثت و حامل کتاب الهی قرآن برای پیغمبر بودند. بنابراین شب قدر است یعنی شبی است که اندازه و قدر هر مطلبی به صورتی قاطع روشن شده است. در این معنا دیگر بحثی از سرنوشت اشخاص، چه یک شب و چه یک سال و چه یک عمر، در میان نیست. معنی سوم اینکه اصلاً کلمه قدر به معنای ارزش و منزلت باشد، نه به معنای ارزیابی. یعنی ما قرآن را فرستادیم در شبی ارزنده؛ شبی که باید قدردانی شود؛ شبی که از هزار ماه بهتر است. دلیل بهتر بودن این شب از هزار ماه و دلیل قدر و منزلتش نیز این است که شب بعثت پیغمبر اکرم است.

از قرآن کریم و آیات قرآن کریم نمی‌توانیم بفهمیم که آیا حتماً معنی اول مراد است یا دو معنی دیگر. ولی آنچه مسلم است این است که از آیات قرآن کریم این مقدار استفاده می‌شود که شب قدر شب بعثت پیغمبر و شب فرستادن قرآن کریم و شب مبارکی است. شب پربرکتی است. شبی است که تا سپیده دم و تا صبح‌گاهف شب سلام برای بشریت و انسانیت است. شبی است که فرشتگان به همراهی روح‌الامین بر پیغمبر آمده‌اند و هر مطلبی که باید و شاید بر پیغمبر خوانده‌اند. اینها از قرآن به طور مسلم استفاده می‌شود؛ اما دربارۀ بیش از این، به حساب قرآن نه می‌توانیم بگوییم بله، و نه می‌توانیم بگوییم نه. این شب قدر از نظر قرآن کریم، اما از نظر روایات.

از نظر روایات، شیعه و سنی، عامه و خاصه در مورد شب قدر احادیث و روایاتی از پیغمبر اکرم دارند. علمای شیعه، مخصوصاً در کتابهای ادعیه و همچنین در کتابهای حدیث دربارۀ شب قدر روایات بسیاری نقل کرده‌اند. ماحصل روایات و مطالبی که علمای شیعه دارند این است که در این شب مستحب و بجاست که هر مسلمانی بیشتر وقتش را به دعا و توجّه به خدا بگذراند، و اگر بتواند شب را احیاء کند. احیاء کلمۀ عربی است که فارسی دقیق آن کلمه، شب زنده‌داری است. احیاء یعنی شب زنده‌داری. خوب است هر مسلمانی در این شبها شب زنده‌داری کند، اما شب زنده‌داری به دعا، توجّه به خدا، محاسبه نفس، پاک کردن دل و پاک کردن روح از آلودگیها و ناپاکیها. آماده کردن روح برای بهتر عمل کردن به وظایفی که خدا برای ما مقرر کرده است.


+ نوشته شده درچهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 18:38توسط حسین |

برنارد شاو

دو تراژدي دردناک در زندگي وجود دارد : يکي اينکه در عشقت ناکام شوي و ديگر اينکه به وصال عشقت برسي( برنارد شاو )


+ نوشته شده دردوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 1:13توسط حسین |

امام خمینی و انتظار فرج انجمن حجتیه ای

 ديدگاههاي امام خميني درباره برداشت هاي متفاوت از موضوع انتظار فرج

حضرت امام (ره) در يكي از بيانات خود برداشت هاي متفاوتي كه از موضوع «انتظار فرج» شده دسته بندي كرده و به شرح زير مورد نقد و بررسي قرار مي دهند:

1 ـ ديدگاه كساني كه تكليف مردم در زمان غيبت را تنها دعا براي تعجيل فرج حضرت حجت (عج) مي دانند:
«بعضي ها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد در حسينيه و در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان (عج) را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچون اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آن ها را كه من سابقا مي شناختم بسيار مرد صالحي بودند يك اسبي هم خريده بودند يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب (عج) بود. اينها به تكاليف خودشان هم عمل مي كردند و نهي از منكر هم مي كردند و امر به معروف هم مي كردند لكن همين ديگر غير از اين كاري از شان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري بكنند نبودند». (1)

2 ـ ديدگاه دوم بسيار شبيه به ديدگاه اول است با اين تفاوت كه در ديدگاه دوم به طور كلي وظيفه اي كه هر فرد مسلمان نسبت به جامعه خود دارد به فراموشي سپرده شده و حتي از امربه معروف و نهي ازمنكر هم غفلت شده است:
«يك دسته ديگري بودند كه انتظار فرج را مي گفتند اين است كه ما كار نداشته باشيم به اين كه در جهان چه مي گذرد بر ملت ها چه مي گذرد بر ملت ما چه مي گذرد به اين چيزها ما كار نداشته باشيم ما تكليف هاي خودمان را عمل مي كنيم براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايند و كاري به كار آن چه در دنيا مي گذرد يا در مملكت خودمان مي گذرد نداشته باشيم. اينها هم يك دسته اي مردمي بودند كه صالح بودند.» (2)
امام (ره) در ادامه بياناتشان به نقد و بررسي دو ديدگاه ياد شده پرداخته و مي فرمايند:
«ما اگر دستمان مي رسيد قدرت داشتيم بايد برويم تا ظلم ها و جورها را از عالم برداريم تكليف شرعي ماست منتها ما نمي توانيم
 اين كه هست كه حضرت عالم را پر مي كند از عدالت نه شما دست برداريد از اين تكليفتان نه اين كه شما ديگر تكليف نداريد». (3)

3 ـ سومين برداشت از مفهوم انتظار فرج برداشت كساني است كه به استناد برخي روايات مي گويند: حضرت قائم (ارواحناله الفدا)
 زماني ظهور مي كنند كه دنيا پر از فساد و تباهي شده باشد پس ما نبايد در زمان غيبت با انحراف ها و مفاسدي كه در جامعه وجود دارد مقابله كنيم بلكه بايد جامعه را به حال خود بگذاريم تا به خودي خود زمينه ظهور حضرت فراهم شود. امام در اين باره مي فرمايند:
«يك دسته اي مي گفتند كه خوب بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهي ازمنكر نكنيم امربه معروف هم نكنيم تا مردم هر كاري مي خواهند بكنند. گناه ها زياد بشود تا فرج نزديك بشود». (4)

4 ـ ديدگاه چهارم اين است كه ما نه تنها نبايد جلوي معاصي و گناهاني كه در جامعه وجود دارد بگيريم بلكه بايد به آن ها دامن هم بزنيم تا زمينه ظهور حجت (عج) هر چه بيشتر فراهم شود:
«يك دسته از اين بالاتر بودند مي گفتند: بايد دامن زد به گناه ها دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (عج) تشريف بياورند. اين هم دسته اي بودند كه البته در بين اين دسته منحرف هايي هم بودند اشخاص ساده لوح هم بودند. منحرف هايي هم بودند كه براي مقاصدي به اين دامن مي زدند». (5)
حضرت امام دو ديدگاه اخير (سوم و چهارم) را به شدت مورد انتقاد قرار داده و در ادامه سخنانشان مي فرمايند:
«يعني خلاف ضرورت اسلام خلاف قرآن نيست اين معنا كه ما ديگر معصيت بكنيم تا حضرت صاحب بيايد! حضرت كه تشريف مي آورند براي چه مي آيند براي اين كه گسترش بدهند عدالت را براي اين كه حكومت را تقويت كنند براي اين كه فساد را از بين ببرند. ما برخلاف آيات شريفه قرآن دست از نهي ازمنكر برداريم دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براي اين كه حضرت بيايند. حضرت بيايند چه مي كنند حضرت مي آيند مي خواهند همين كارها را بكنند. الان ديگر ما هيچ تكليفي نداريم ديگر بشر تكليفي ندارد بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد!». (6)

5 ـ آخرين ديدگاهي كه حضرت امام (ره) در بيانات خود بدان مي پردازد ديدگاه كساني است كه هر اقدامي براي تشكيل حكومت در زمان غيبت را خلاف شرع دانسته و عقيده دارند كه اين عمل با نصوص روايات مغاير است:
«يك دسته ديگري بودند كه مي گفتند كه هر حكومتي در زمان غيبت محقق بشود اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام است. آن ها مغرور بودند آن هايي كه بازيگر نبودند مغرور بودند به بعضي رواياتي كه وارد شده است بر اين امر كه هر علمي بلند شود قبل از ظهور حضرت آن علم علم باطل است آن ها خيال كرده بودند كه نه هر حكومتي باشد در صورتي كه آن روايات كه هركس علم بلند كند علم مهدي به عنوان مهدويت بلند كند. حالا ما فرض مي كنيم كه يك همچون رواياتي باشد آيا معنايش اين است كه ما تكليفمان ديگر ساقط است». (7)
حضرت امام خميني رحمه الله در ادامه كلامشان به نتايج چنين ديدگاهي پرداخته و مي فرمايند:
«اين كه مي گويند حكومت لازم نيست معنايش اين است كه هرج و مرج باشد. اگر يك سال حكومت در يك مملكتي نباشد نظام در يك مملكتي نباشد آن طور فساد پر مي كند مملكت را كه آن طرفش پيدا نيست. آني كه مي گويد حكومت نباشد معنايش اين است كه هرج و مرج بشود همه هم (ديگر) را بكشند همه به هم ظلم بكنند براي اين كه حضرت بيايد حضرت بيايد چه كند براي اين كه رفع كند اين را اين يك آدم اگر سفيه نباشد اگر مغرض نباشد اگر دست سياستي اين كار را نكرده باشد كه بازي بدهد ماها را كه ما كار به آن ها نداشته باشيم آن ها بيايند هر كاري بخواهند انجام بدهند اين بايد خيلي آدم نفهمي باشد». (8)
ايشان در ادامه نيز چنين مي گويند:
«اينهايي كه مي گويند كه هر علمي بلند بشود.... خيال كردند كه هر حكومتي باشد اين برخلاف انتظار فرج است اينها نمي فهمند چه دارند مي گويند. اينها تزريق كردند بهشان كه اين حرف ها را بزنند نمي دانند دارند چي چي مي گويند حكومت نبودن؛ يعني اين كه همه مردم به جان هم بريزند بكشند همه را بزنند همه را از بين ببرند برخلاف نص آيات الهي رفتار بكنند. ما اگر فرض مي كرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند همه را به ديوار مي زديم براي اين كه خلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتي بيايد كه نهي از منكر را بگويد نبايد كرد. اين را بايد به ديوار زد. اين گونه روايت قابل عمل نيست و اين نفهم ها نمي دانند دارند چه مي گويند». (9)
حضرت امام رحمه الله در پايان بررسي ديدگاه هاي ياد شده ديدگاه خود را در باب مفهوم انتظار فرج را به صراحت مطرح كرده و مي فرمايند:
«البته اين پر كردن دنيا را از عدالت اين را ما نمي توانيم بكنيم اگر مي توانستيم مي كرديم اما چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است شما يك نقطه هستيد در عالم عالم پر از ظلم است ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم اما نمي توانيم بكنيم. چون نمي توانيم بكنيم بايد او بيايد تا بكند اما ما بايد فراهم كنيم كار را فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت (عج)». (10)
آري انتظار در قاموس و فرهنگ امام خميني رحمه الله مفهومي جز آمادگي فردي و اجتماعي براي برپايي دولت كريمه حضرت ولي عصر(عج) ندارد و اين همان است كه در فرهنگ شيعي بدان اشاره شده و در روايات معصومين عليهم السلام از آن سخن به ميان آمده است.
اين جاست كه هر پژوهش گر منصفي بر نقش عظيم حضرت امام خميني رحمه الله در احياي انديشه و فرهنگ انتظار اذعان نموده و اقرار خواهد كرد كه هيچ حركتي در طول قرون گذشته به اندازه حركت رهايي بخش امام رحمه الله در زمينه سازي ظهور حضرت حجت (عج) تاثير نداشته است. (11)

پاورقي:
1 ـ صحيفه نور ج 20 ص 196
2 ـ همان مدرك.
3 ـ همان مدرك ص 197
4 و 5 ـ همان مدرك ص 196
6 تا 10 ـ همان مدرك ص 197
11 ـ گفتمان مهدويت موسسه فرهنگي انتظار نور دفتر تبليغات اسلامي قم ص 119 ـ113


+ نوشته شده درسه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 1:17توسط حسین |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ eslam110 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم